X
تبلیغات
امام زمان

امام زمان

انتظار تا ظهور

عاقبت یک روز مغرب محو مشرق می شود

عاقبت غربی ترین دل نیز عاشق می شود

شرط می بندم زمانی که نه زود است و نه دیر

مهربانی حاکم کل مناطق می شود


علايم ظهور امام زمان

رهبران و بزرگان دین، برای جلوگیری از انحراف ها و کج روی ها، باید منجی و مصلحِ آخر زمان را با تمام شاخصه ها و خصال معرفی نمایند و برای ظهور او نشانهها و علایمی را بیان کنند تا مردم در تحیر و تردید نمانند. ظهور منجی بشر در دوران آخر زمان، باوری است قطعی و همگانی. ادیان و شرایع توحیدی و غیرتوحیدی و نیز بعضی از مکاتب بشری، نوید چنین روزی را به پیروان خویش دادهاند. در این میان، اسلام با مبانی قوی نظری و عملی، موضوع ظهور را به صورت صحیح تبیین کرده و با راهکارهای مناسب و درخور، واژه انتظار و منتظرِ مصلح را در میان جوامع اسلامی تبیین کرده است. واژه مهدویت و مهدی علیه السلام تبلور فرهنگ انتظار است که همه مسلمین، اعم از شیعه و اهل سنت در باور داشت آن، اتفاق نظر دارند.
از زمان ظهور اسلام، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و اهل بیت علیهم السلام و صحابه و یاران ایشان، عهده دار تبیین فرهنگ مهدویت بودهاند و این رسالت در هر عصری، میان آن ها ادامه پیدا کرده تا دوران غیبت کبری امام زمان علیه السلام که در این برهه مهم و حساس، علما و مبلغان دینی مسئولیت تبیین و تثبیت آن را به عهده گرفته و مردم را به فرارسیدن روزگار ظهور امیدوار می کنند
از این
برچسب‌ها: ظهور ظهوراقا ظهور نزديك است

ادامه مطلب »

ويكپديا حجربن عدي

حجر بن عدی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

حِجر بن عَدی کندی از افراد سرشناس دوره آغازین شیعه بود. وی در جنگ صفین از سوی علی (امام اول شیعیان) فرمانده قبیله کنده بود و در جنگ نهروان فرماندهی پهلوی چپ لشکر علی را بر عهده داشت. وی هم‌چنین از یاران حسن بن علی، دومین امام شیعیان بود.



ادامه مطلب »

تحريم دشمنان

با سلام خدمت دوستان عزيز خبر هاي از گوشه وكنار دنيا به ما ميرسد كه كشورهاي غربي با همايت مستقيم از تروريستها ي سوريه موجب مرگ مردم بي گناه مي شوند ولي من به شما ميگويم ما با تحريم كالاهي اين كشور ها مي توانيم با انها مبارزه كنيم كشورهاي چون امزيكا .انگليس.... فرانسه ...اسرائيل ...تركيه...و كشورهاي عربي كه دستانشان به خون  برادرانشان اقشته است

حجر بن عدي

تروریست ها به پیکر مطهر جسارت نکردند ولی پس از خارج کردن پیکر مطهر حجر به جشن و پایکوبی بر سر مزار پرداختند!
                                                                           روایت شاهد عینی از نبش قبر حجر بن عدی
به گزارش جهان به نقل از خبرگزاری اهل بیت(ع) ـ ابنا ـ در پی جدیدترین جنایت تروریست‏های تکفیری در سوریه مبنی بر اقدام به تخريب و نبش قبر «حجربن عدی کندی» یکی از اصحاب پیامبر اکرم(ص) و یاران خاص امیرالمؤمنین علی(ع)، یکی از شاهدان عینی این حادثه روایتی از این اقدام بیان نمود.

برچسب‌ها: حجربن عدي, حجر×××××××حجر

ادامه مطلب »

لقب قائم

داود بـن زربى گوید: من در مدینه بیمار سختى شدم ، و خبر آن به حضرت صادق (ع ) رسـیـد، پـس بـمن نوشت : خبر بیماریت بمن رسید، پس یکصاع (تقریبا سه کیلو) گندم بـخـر، سـپـس بـپشت بخواب و آن گندم را روى سینه ات بریز و پهن کن بهر گونه که ریخت و بگو: (((اللهم انى اسئلک باسمک الذى اذا سئلک به المضطر کشفت ما به من ضر و مـکـنـت له فـى الارض و جـعـلتـه خـلیـفـتـک عـلى خـلقـک ان تـصـلى عـلى مـحـمـد و آل مـحمد و ان تعافینى من علتى ))) سپس برخیز و درست بنشین و گندمها را از اطراف خود جمع کن ، و (دوباره ) همان دعا را بخوان و آنرا بچهار مد (که هر مدى تقریبا ده سیر است ) تـقـسیم کن ، هر قسمتى را بمسکینى (و مستمندى ) بده و همان دعا را بخوان . داود گوید: من دسـتـور آن حـضـرت را انجام دادم (و آنقدر زود اثر گذاشت که همانساعت بیماریم برطرف شد) و گویا از بند آزاد شدم ، و بسیارى از مردم آنرا انجام داده اند و از آن سود برده اند. 

 

لقب قائم علیه السلام 

 

میپرسند:چرا امام زمان (ع) با کلمه قائم و مهدی خوانده میشود و چرا بعضی با شنیدن لقب قائم برمیخیزد و می ایستد؟ 

 

   پاسخ: 

 

در بسیاری از روایات آن حضرت با القاب قائم و مهدی یاد شده و در مورد قائمبسیار میشد که در زمان ائمه علیه السلام بر اثر ظلم و فساد حاکمان غاصب امامان به یاد امام زمان می افتادند و میفرمودند:قائم ما انتقام ما را خواهد گرفت. 

قائم یعنی قیام کننده نظر به این که قیام و نهضت حضرت مهدی جهانی است و در تمام تاریخ بشر چنین قیام و حکومتی نبوده است و آن حضرت با این عنوان خوانده میشود. 

اما اینکه پیروان آن حضرت با شنیدن این لفظ و با گفتن این کلمه برمیخیزند و می ایستند یک نوع عمل مستحبی و احترام و اظهار پیوند وانتظار به رآن حضرت است و ضمنا مردم را به یاد نهضت و قیام حضرت مهدی(عج) می اندازد و برای آنها این تلقین عملی میشود که باید برخواست نهضت کرد و امیدوار بود و به زمینه سازی برای ظهور و قیام جهانی رهبری معصوم و قاطع که امید پیامبران و امامان و همه مستضعفان جهان و قلب تپنده هستی است پرداخت. 

این کار حتی در زمان امام صادق در میان شیعیان معمول بوده و حتی نقل شده در خراسان در حضور حضرت امام رضا کلمه قائم ذکر شد امام رضا برخاست و دستش را بر سر نهاد و فرمود((اللهم عجل فرجه و سهل مخرجه)).خداوندا بر فرجش شتاب کن و راه ظهور و نهضتش را آسان گردان

 

 منبع: مطالب جالب در مورد امام زمان   http://parsitel4.blogsky.com/


برچسب‌ها: امام ×× اقا ×, سرور @

روایت جالب حکیمه خاتون از تولد امام زمان

خداى تبارک و تعالى ثوابى را که بر حسن خلق بنده میدهد مانند ثواب کسى است که هر صبح و شام در راه خدا جهاد کند 

امام صادق علیه السلام 

 

روایت جالب حکیمه خاتون از تولد امام زمان 

 

از کسانی که در هنگام تولد امام زمان علیه السلام حضور داشتند و جریان را مفصلا شرح داده.حکیمه خاتون دختر امام محمد تقی و عمه امام حسن عسکری علیه السلام است.شرح این داستان این است: 

حکیمه خاتون میگوید:روزی به خانه امام حسن مشرف شدم.شبانگاه که نیمه شعبان سال ۲۵۵ بود وقتی خواستم به منزلم برگردم امام حسن فرمود:عمه جان امشب در خانه ما بمان زیرا ولی خدا و جانشین من در این شب متولد خواهد شد.پرسیدم از کدام کنیزانت؟فرمود از سوسن.پس هرچه در سوسن جست و جو نمودم آثاری از حمل ندیدم.بعد از افطار و ادای نماز با سوسن در یک اطاق خوابیدیم.طولی نکشید که از خواب بیدار شدم و در فرمایشات امام حسن تفکر می نمودم.بعد مشغول نماز شب شدم.سوسن هم از خواب برخواسته و نماز شب به جای آورد.نزدیک سپیده دم بود ولی از وضع حمل خبری نبود.داشتم در صحت وعده امام حسن تردید مینمودم که از اطاقش فرمود : عمه جان!شک نکن که وقت تولد فرزندم نزدیک شده است. 

ناگهان احوال سوسن را متغیر دیدم.از جریان پرسیدم فرمود:احساس ناراحتی شدیدی در خود میکنم.من به تهیه مقدمات وضع حمل مشغول شدم و خودم قابلگی او را بر عهده گرفتم. 

طولی نکشید که ولی خدا پاک و پاکیزه به دنیا آمد و در همان حال امام حسن فرمود:عمه جان!فرزندم را بیاور.وقتی کودک را به نزدش بردم او را در بغل گرفته دهان مبارکش را بر چشمان آن کودک نهاد.بلافاصله باز شد.سپس دهانش را بر دهان و گوش آن نوزاد نهاد و دست بر سرش مالید.پس از آن کودک به سخن آمده و به تلاوت قرآن مشغول شد.بعدا کودک را به من داد و فرمود:به نزد مادرش ببر!کودک را نزد مادرش بردم و به منزل بازگشتم.در روز سوم نیز به خانه امام حسن مشرف شدم و ابتدائا به قصد دیدار نوزاد به حجره سوسن رفتم اما کودک را ندیدم.پس خدمت امام حسن مشرف شدم ولی خجالت کشیدم از احوال نوزاد سوال نمایم.امام حسن ابتدائا فرمود:عمه جان!فرزندم در پناه خدا غایب شده است.هنگامی که من از دنیا رفتم و دیدی شیعیانم اختلاف دارند جریان ولادت فرزندم را به شیعیان مورد وثوق خبر بده.اما باید آن قضیه مخفی بماند.زیرا فرزندم غایب خواهد شد 

 

روز دوم محرم 


برچسب‌ها: روایت جالب حکیمه خاتون از تولد امام زمان×××امام زم

یا مهدی ادرکنی

در این تصویر قبری که به صورت جدا قرار دارد، مزار حکیمه خاتون و سه قبر دیگر به ترتیب از پایین به بالا متعلق به امام علی النقی(ع)، امام حسن عسکری (ع) و نرجس خاتون، (مادر امام زمان) است.
به گزارش مجله شبانه باشگاه خبرنگاران، سامرا پذیرای اجساد مطهری از خاندان اهل‌بیت(ع) که از جمله آنان می‌توان امام هادی(ع) و مادر بزرگوارش، امام حسن عسکری(ع) و مادر بزرگوارش، سیدمحمد فرزند امام هادی(ع) و حکیمه خاتون دختر امام جواد(ع) را نام برد.

 به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی حج وابسته به بعثه مقام معظم رهبری، در این تصویر قبری که به صورت جدا قرار دارد، مزار حکیمه خاتون و سه قبر دیگر به ترتیب از پایین به بالا متعلق به امام علی النقی(ع)، امام حسن عسکری (ع) و نرجس خاتون، (مادر امام زمان) است.

 

در حقیقت؛ جهت قبله از راست به چپ بوده و مرقد مطهر امام بزرگتر رو به قبله و در ابتدا قرار گرفته، پشت سر ایشان امام بعدی؛ امام حسن عسکری(ع)، در پایین پای ایشان حکیمه خاتون، دختر امام جواد(ع)، خواهر امام هادی(ع) و عمه امام حسن عسکری(ع) و بعد از قبر امام دهم، مزار همسر گرامی ایشان نرجس خاتون قرار دارد.
 
منبع: باشگاه خبر نگاران جوان

»»»»»» عنایات امام زمان به مردم

دعای امام عصر(عج) برای علامه مجلسی
درباره ولادت «علامه محمد باقر مجلسی» آورده‏اند:
عالمی بزرگوار از اهل خراسان که با «علامه محمدتقی مجلسی» رفاقت داشت به زیارت عتبات عالیات مشرف شد. وی در اثناء بازگشت از عراق، در خواب دید که:
وارد خانه‏ای شد که پیامبر(ص) و دوازده امام معصوم(ع) همگی به ترتیب نشسته‏اند و بعد از امام دوازدهم(عج)، عالمی خراسانی نشسته است. در این موقع، علامه محمدتقی مجلسی وارد شد و شیشه گلابی آورد و پیامبر(ص) و امامان(ع) از آن گلاب استفاده کردند و به عالم خراسانی نیز گلاب دادند. آنگاه علامه مجلسی رفت و قنداقه‏ای را به دست گرفت و به خدمت رسول خدا آورد و عرض کرد: «برای این طفل دعا کنید تا خداوند عالم او را مروج دین گرداند». حضرت رسول(ص) هم آن قنداقه را گرفتند و دعا فرمودند. بعد از آن، پیامبر(ص) قنداقه را به دست علی(ع) داد و فرمود: «برای او دعا کن». آن حضرت نیز قنداقه را به دست گرفته و دعا کردند. پس از آن به دست یک‏یک امامان داده و همه آن انوار الهی دعا کردند. در آخر حضرت صاحب الامر(عج) آن را پس از دعا به دست آن عالم خراسانی داده و او نیز دعا کرد.
چون عالم خراسانی از خواب بیدار شد، به طرف اصفهان حرکت کرده و بر علامه محمدتقی مجلسی وارد شد. در آن موقع علامه شیشه گلابی آورد و آن عالم استفاده کرد. وی سپس به داخل رفت و قنداقه‏ای را آورد و به دست آن عالم داد و فرمود: «این کودک امروز متولد شده؛ شما برای او دعایی بنمایید».
آن عالم خراسانی خواب خود را به یاد آورد و برای پدر علامه مجلسی تعریف نمود.
آن قنداقه، نوزادی به نام محمدباقر بود که بعدها «علامه محمدباقر مجلسی» شد و با زحمات بسیار علوم و احادیث اهل‏بیت(ع) را زنده نگه داشت.
فتوای اشتباه شیخ مفید و عنایت غیبی امام عصر(عج)
شخصی روستایی خدمت شیخ رسید و سؤال کرد: «زنی حامله فوت کرده و حملش زنده است؛ آیا باید شکم این زن را پاره کرده و طفل را بیرون بیاوریم و یا این که با آن حمل، او را دفن کنیم»؟ شیخ پاسخ داد: «با همان حمل او را دفن کنید»!
آن مرد برگشت. در میان راه دید سواری از پشت سر می‏تازد و می‏آید، چون نزدیک رسید، گفت: «ای مرد، شیخ فرموده است که شکم آن زن را پاره کرده و طفل را بیرون آورده و زن را دفن کنید». آن مرد چنین کرد.
پس از چندی ماجرا را برای شیخ نقل کردند. شیخ فرمود: «من کسی را نفرستادم و معلوم است که آن شخص صاحب الامر (عج) بوده است. حالا که در احکام شرعیه خطا می‏کنم، همان بهتر که دیگر فتوا ندهم». لذا به خانه رفت و در خانه را بست و بیرون نیامد و پاسخ مراجعین را نمی‏داد.
تا اینکه از سوی حضرت ولی عصر(عج) توقیعی (نامه‏ای) برای شیخ بیرون آمد با این مضمون که: «وظیفه‏ی شماست که فتوا بدهید و وظیفه‏ی ماست که شما را حمایت کرده و نگذاریم که در خطا بیافتید». پس از این دستور، شیخ بار دیگر بر مسند فتوا نشست.
نقل شده است که در مدت ۳۰ سال، ۳۰ توقیع از ناحیه مقدس امام عصر(عج) برای شیخ مفید صادر شد و در عنوان توقیع نوشته بود: «للاخ الاعز السدید الشیخ المفید» یعنی «برای برادر گرامی و استوار، شیخ مفید».
هدیه امام عصر(عج) به مامقانی
«شیخ عبدالله مامقانی» می‏گوید: یک شب هنگام نوشتن کتابی، به "کتاب رهن «تهذیب» شیخ طوسی" احتیاج پیدا کردم. هر قدر فکر کردم که در این وقت شب کتاب را کجا پیدا کنم، فکر به جایی نرسید.
در همان حال دلم شکست و اشکم جاری شد. به امام زمان(عج) متوسل شدم و عرض کردم: «سیدی! من برای شما زحمت می‏کشم و این کار مال شماست. پس شما باید به من کمک کنید».
ناگهان گویا به من الهام شد که در میان کتاب‏های پاره و اوراق باطله‏ای که در گوشه طاقچه اتاق بود بگردم. با اینکه قبلاً چندین بار آنها را زیر و رو کرده بودم و حتی احتمال هم نمی‏دادم که مطلوب من آن جا باشد. بلافاصله از جا برخاستم و مجدداً آنها را جستجو کردم. ناگهان به نسخه‏ای از کتاب تهذیب برخوردم که با خط بسیار جالبی نوشته شده بود. فوری آن را برداشتم و مورد استفاده قرار دادم.
آن کتاب چند روزی نزد من بود و مطالب آن را مورد استفاده قرار دادم. بعد از پایان کارم آن کتاب ناپدید شد و هرچه گشتم آن را نیافتم.
دعای امام عصر(عج) برای تولد شیخ صدوق
درباره ولادت «شیخ صدوق» آمده است: پدر وی «علی بن بابویه» خدمت «ابوالقاسم حسین بن روح» نایب خاص امام عصر(عج) رسید و نامه‏ای برای آن حضرت نوشت و در آن نامه از حضرت خواست  که در حق او دعا نماید تا خدا به او فرزندی عنایت فرماید.
چون نایب خاص حضرت، جواب نامه را آورد علی بن بابویه دید که حضرت نوشته است: «قد دعونا الله لک بذلک و سترزق ولدین ذکرین خیرین» یعنی «ما دعا کردیم درباره حاجتت، و بزودی خداوند دو پسر نیکوکار به تو عنایت می‏کند».
به برکت دعای حضرت، خداوند به او دو پسر عنایت نمود: «ابو جعفر» و «ابو عبدالله» ؛ که ابو جعفر کنیه «محمد بن علی بن بابویه» معروف به شیخ صدوق و کتاب بزرگ «من لایحضره الفقیه» را نوشت.
سؤالات علامه حلی از امام عصر(عج)
«علامه حلی» شب جمعه‏ای به زیارت سیدالشهداء(ع) می‏رفت؛ تنها بود و بر الاغی سوار شده و تازیانه‏ای در دست داشت.
در بین راه، شخص عربی پیاده به همراه علامه راه افتاده و با هم به صحبت مشغول شدند. چون مقداری راه رفتند، علامه متوجه شد که این شخص مرد فاضلی است. پس برخی مسایل علمی مطرح کرد و بیشتر متوجه ‏شد که همسفرش مردی متبحر و صاحب علم و فضیلت است.
علامه مشکلاتی که برایش در علوم پیش آمده بود را یک به یک از آن شخص سؤال می‏کرد و آن شخص نیز همه آنها را جواب می‏فرمود تا این که به مسأله‏ای رسیدند که آن شخص فتوایی داد و علامه آن فتوا را رد کرد و گفت: «حدیثی برای فتوای شما نداریم». آن مرد پاسخ داد: «حدیثی در این باب، شیخ طبرسی در تهذیب ذکر کرده است. شما از اول کتاب تهذیب فلان قدر ورق بزنید در فلان صفحه در سطر چندم این حدیث را مشاهده خواهید نمود».
علامه تعجب کرد که این شخص چه کسی است که این همه علم دارد؟
آنگاه علامه از آن شخص پرسید: «آیا در زمان غیبت کبری، می‏توان امام زمان(عج) را زیارت کرد یا نه؟». در این هنگام تازیانه از دست علامه افتاد. پس، آن شخص بزرگوار خم شد و تازیانه را از روی زمین برداشت و در دست علامه گذاشت و به علامه فرمود: «چگونه صاحب‏الزمان را نمی‏توان دید در حالی که دست او در میان دست توست؟!».
پس، علامه بی‏اختیار خود را از روی الاغ به زیر انداخت که پای آن حضرت را ببوسد و غش نمود. چون به هوش آمد، کسی را ندید. به خانه برگشت و به کتاب تهذیب مراجعه کرد و آن حدیث را در همان صفحه و سطری که حضرت نشان داده بود، ملاحظه نمود.
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
منبع: داستان‏هایی از زندگی علماء، تألیف محمدتقی صرفی، دفتر نشر برگزیده قم. (با تصرف و ویرایش)


برچسب‌ها: امام زمان, عنایات

رفتار امام زمان عجل اللّه تعالى فرجه الشريف با مردم در آغاز ظهور

                                            بسم الله الرحمن الرحيم

الحمد لله رب العالمين وصلّى الله على محمد وآله الطاهرين ولعنة الله على اعدائهم أجمعين


خداى متعال مى فرمايد:

«وَ لَقَدْ كَتَبْنَا فِى الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِىَ الصَّــلِحُونَ»[1]؛ در زبور پس از تورات نوشتيم كه زمين را بندگان شايسته ما به ارث خواهند برد.



اول: شيوه برخورد امام زمان(عجل اللّه فرجه) با مردم، در آغاز ظهور؛
دوم: وظيفه شيعه نسبت به امام زمان(عجل اللّه فرجه) در عصر غيبت.
با توجه به اين كه شما علما، فضلا و وعاظ محترمى كه در اين مجلس حضور داريد، روايات و مطالب فراوانى درباره امام زمان(عجل اللّه فرجه) مطالعه و درباره آن تحقيق كرده ايد و ديدگاه هاى خود را نسبت به ابعاد مختلف اين موضوع در سخنرانى ها و يا نوشته هاى خود بيان كرده ايد، با پرسش هايى كه در اين زمينه وجود دارد و يا شبهاتى كه نسبت به روايات مربوطه به ذهن مى رسد آشنا هستيد. من نيز با توجه به تحقيقاتى كه درباره روايات مختلف مربوط به مسأله ظهور امام زمان(عجل اللّه فرجه) داشته ام بر اساس برداشتم به اين مطلب مى پردازم.


ادامه مطلب »

یا حسین


دانلود نوحه، مداحی ،
 مرثیه و روضه شهادت امام سجاد (ع)

شهادت امام چهارم ما شیعیان را به تمامی مسلمانان جهان تسلیت می گویم 

زندگی نامه ای مختصر از امام سجاد (ع)


ادامه مطلب »

شعر علامه میر جهانی برای امام زمان(عج)

يا رب زغمش تا چند اشکم ز بصر آيد

بنشسته سر راهش ، شايد  ز سفر آيد

تا چند بنالم زار  شب تا سحر از هجرش

كوكب شِمُرم هر شب ، شايد كه سحر آيد

هر دم كه رخش بينم خواهم دگرش ديدن

بازش نگرم شايد يك بار دگر آيد

 از ديده نهان اما اندر دل من جايش

 او را طلبم هر شب شايد كه ز در آيد

با كس نتوانم گفت من راز درون خویش

كز درد غم هجرش دل را چه به سر آيد

مي سوزم و مي سازم از درد فراق اما

تير غم او بر دل افزون ز شمَر آيد
"حيران" به فغان تا کی با محنت و غم همدم

یارب نظری کان شاه از پرده بدر آید


گلچینی از بیانات رهبری در مورد امام زمان(عج)

دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله العظمی خامنه ای به مناسبت فرارسیدن نیمه شعبان و سالروز ولادت حضرت ولیعصر (عج) گلچینی از بیانات آیت‌الله خامنه‌ای را در مورد حضرت ولی‌عصر ارواحنا له‌الفداء منتشر کرده است:


ادامه مطلب »

شعر امام زمان

دلـم ز هـجر تو در اضطراب مـی افتـد         به سان زلف تـو در پیچ و تاب می افتد

شـبی كـه بی تو اَم ای ماه محفل اَفروزم        دلـم زهجر تـو از رنگ و آب می افتد

تـو آن مـهی كه اگـر مهر رخ بَر اَفروزی        زچشـم اهل نظـر آفتاب مـی افتـد

 تـو آن گـلی كه ز پاكـی طراوتی داری        كه گل به پیش تو از رنگ و آب می افتد

بـه یاد روی تـو اِی گُل، عبور خاطر مـن        به باغ صبر غـزل های نـاب می افتـد

اگر به گوشه ی چشمی نظر كنی اِی دوست        دعای خسته دِلان مستجـاب می افتـد

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


فراماسونری یا دجال اخرالزمان؟

مقدمه :

فراماسون یک تشکل مخفیست با هدف سلطه بر جهان . در واقع یک نظام برده داری بسیار وسیع است به شکلی که اعضای آن متوجه برده بودن خود نمیشوند.

 

دجال اخرالزمان


خلیج همیشه فارس

 
 
 
 
 
نزديك به چند دهه اي مي شود كه با اوج گيري ناسيوناليسم عربي از عهد جمال عبدالناصر، دعوايي مجعول و بي محتوا بر سر تغيير نام خليج فارس به خليج عربي ميان ناسيوناليست هاي عرب و ايراني، و بالطبع تا حدي در ميان برخي از مردم اين سرزمين ها در گرفته است كه هراز گاهي با يك بهانه تازه تجديد مي شود و موجي از عصبانيت سطحي و فاقد بنيان منطقي را در ميان روشنفكران ايران و كشورهاي عربي بر مي انگيزد. لازم به ذكر نيست كه بانيان و ادامه دهندگان اين دعوا در خطوط اصلي كساني جز ناسيوناليست هاي پان عرب و پان فارس، كه هر دو طيف در تعصب و نابخردي و تخريب روابط ميان كشورهاي همسايه به دليل تعصب هاي جاهلانه قومي و نژادي هيچ تفاوتي با هم ندارند، نيستند. طي روزهاي اخير اين دعواي اندكي كهنه و به طور كامل پوچ، بعد از چاپ نسخه جديد اطلس جغرافيايي جهان از سوي موسسه معروف نشنال جغرافي، كه در آن نام خليج عربي در داخل پرانتز در زير نام خليج فارس آمده است، شدتي دوباره يافته است تا بدان حد كه مخالفان اين اقدام در ايران هنوز هم بدون توجه به پاسخ منطقي و درست اين موسسه درباره اعتراض هاي طرح شده، كماكان با تحريف اصل ماجرا سخن از تغيير نام (!) از سوي موسسه مزبور به ميان مي آورند و به اين موضوع كه نام خليج عربي تنها در داخل پرانتز و در زير نام خليج فارس به عنوان اسم دوم ذكر شده است، غالبا اشاره اي ندارند ! و با هياهو اصرار دارند تا دايما از تغيير نام و نه ذكر نام دوم سخن بگويند!
اندكي خردمندي و تامل در بنيان اين مرافعه، بي نتيجه بودن و از آن بدتر مخرب بودن آن را به وضوح آشكار مي سازد؛ نخست آن كه درياها و اقيانوس هاي جهان در يك معناي كلي به تمام مردم جهان تعلق دارد و وجود يك نام خاص بر يك دريا در هيچ كجا دليل بر مالكيت سرزمين يا ملتي بر آن نيست. همچنان كه وجود نام اقيانوس هند بر روي اقيانوس مزبور به اين معنا نيست كه مثلا مالك آن اقيانوس هنديان هستند! دوم آن كه تمام درياها و اقيانوس هاي حهان به طور كلي و طبيعي از قديم ترين زمان شناخته شده داراي يك يا چند اسم گوناگون بوده اند كه اين اسامي غالبا از سوي ساكنان كنار آن ها گرفته شده است. همچون درياي خزر كه در طول تاريخ ايران اسامي گوناگوني نظير درياي مازندران،درياي گرگان،درياي قزوين ( كاسپين امروزي در زبان هاي انگليسي و ... ) و درياي خزر داشته است و جالب آن كه نام خزر از تركان يهودي خزر آمده اما با اين حال بدون هيچ اعتراضي از سوي ايرانيان استفاده مي شود. ( و البته در اين مورد تاثير يهوديان را بر فضاي فرهنگي ايران و تلاش آنان براي حفظ اين نام را نبايد ناديده گرفت.)خليج فارس نيز همچون ساير درياهاي جهان از قديم ترين ايام مشخص به دليل نزديكي به منطقه فارس و حاكميت سياسي مستقر در آن منطقه بدين اسم ناميده شده است.
 
تا آن جا كه به فارس گرايان ايران مربوط مي شود سئوال اين جاست كه چرا در برابر تغيير نام درياي هرموز يا درياي مكران به نام درياي عمان و يا ناميده شدن درياي مازندران به نام درياي خزر اعتراضي نداشته و ندارند اما در برابر نام خليج فارس كه همچون درياي خزر بخش بيش تري از ساحل آن در اختيار كشور هاي همسايه ايران است، اين همه اعتراض و هياهو به راه مي اندازند؟! بي ترديد اگر بر درياي عمان و خزر هم نام فارس وجود مي داشت، به دليل حاكميت فارس گرايي بر فضاي فرهنگي ـــ سياسي ايران، هر گونه تلاشي و از سوي هر ملتي براي تغيير نام آن درياها با اعتراض وسيع اينان مواجه مي شد اما ظاهرا چون درياي مازندران و مكران نام فارس بر خود نداشتند، طبعا دليلي هم براي دفاع از اسامي متعلق به ساكنان مازندران و مكران از سوي فارس گرايان و فارس پرستان وجود نداشته است!
نكته سوم طرح سئوال درباره ريشه اين دعواي ساختگي و وارداتي است؛ بي گمان اين دعوا را مي توان بخشي از تبعات زيان آور و محتوم تفكرات پان گرايانه كه از سوي كشورهاي استعمار گر غربي به ذهن و انديشه روشنفكران كشورهاي خاورميانه تزريق شده اند، دانست. مي دانيم كه هدف اصلي تزريق چنين انديشه هايي از سوي استعمار گران ايجاد شكاف و دشمني ميان مردم منطقه بوده است و هم اينك مي بينيم كه آن ها در رسيدن به اهداف خود تا حد زيادي موفق بوده اند! زيرا صاحبان اين تفكرات همچنان بر طبل پان عربيسم و پان فارسيسم خود مي كوبند و با اصرار بر يك تغيير نام بي فايده و بي نتيجه، آگاهانه يا ناآگاهانه به توسعه و عميق كردن اين دشمني مي پردازند.
بي ترديد اعراب نيز مثل ايرانيان و ساير مردم دنيا حق دارند براي درياي همجوار خودشان نامي برگزينند و هيچ الزامي به تبعيت از نام گذاري ديگران ندارند. همچنان كه ايرانيان حق دارند به درياهاي پيرامون سرزمين شان نام خودشان را بدهند و آن را به كار برند. منتهي اصرار كنوني پان گرايانه ايرانيان و اعراب بر روي تغيير يك نام و يا حفظ آن و يا وادار كردن همديگر و ساير كشورهاي دنيا به استفاده از نام مورد نظر خود، هيچ گونه مبناي علمي،منطقي و ملي يا بين المللي ندارد و تنها مبتني است بر تعصب قومي و نژادي تحت عنوان ملي. ( كه با فرض ملي بودن آن باز هم نوعي تعصب است.) از آن مهم تر اين اصرار و نزاع فاقد هر نوع فايده و سرانجام ملي و سياسي است و از همه تاسف برانگيز تر نتيجه اي جز تخريب روابط سياسي ـــ فرهنگي مردم و كشورهاي منطقه ندارد. بنابراين با توجه به روند قوم گراي اين منازعه جا دارد روشنفكران پان عرب كشور هاي همسايه ايران از خود بپرسند كه از تحريك احساسات پان ايرانيست هاي همقطار خود در ايران چه هدفي را دنبال مي كنند و به فرض تغيير نام خليج فارس به خليج عربي به كدامين نتيجه يا سودي مي رسند؟ و نيز جا دارد تا مدعيان اين نزاع از هر دو سو از خود بپرسند كه چرا مردم پاكستان يا اندونزي يا استراليا بر سر تغيير نام اقيانوس هند به اقيانوس پاكستان يا اسامي ديگر با هم جدال نمي كنند؟
بي شك گفت و گو درباره تغيير نام خليج فارس در ميان كشورهاي منطقه، به زمان حاكميت يافتن خرد جمعي و ملي در ميان مردم اين كشورها موكول و ميسر است و لذا در شرايط كنوني هر نوع هياهو بر سر حفظ يا تغيير نام فعلي و وادار كردن ديگران به پيروي از خواسته هاي خود، ماحصلي جز ايجاد كينه و دشمني ميان همسايگان ندارد و نخواهد داشت. و اگر روزي قرار باشد تا خرد جمعي و ملي مردم كشورهاي منطقه در اين باره تصميم بگيرند و اگر بخواهند نامي مشترك براي اين خليج برگزينند، نام هاي همچون خليج شرق ميانه يا خليج خاورميانه يا خليج اسلامي اسامي عام و مشتركي خواهند بود

جشن ایرانی کشی در میان یهودیان

 

جشن پوریم که در برخی از نقاط اروپا و آمریکا برگزار می‌شود به جشن ایران‌کشی نیز مشهور است. این جشن براساس داستانی در تورات است .
نام این جشن از کلمه پور به معنای قرعه گرفته شده است. از آن جهت که هامان برای یافتن مناسب‌ترین روز برای اجرای نقشه این قرعه را انداخت.
به گزارش «فردا»، بر مبنای کتاب استر, خشایار شاه در روز جشن تاجگذاری در حال مستی از ملکه «وشتی» می‌خواهد در برابر مردان آمده تا زیبایی او را به رخ میهمانان بکشد.
اما ملکه به دلیل حجب و حیا و عفت ایرانی‌اش قبول نمی‌کند و پادشاه خشمگین شخص دیگری را به عنوان ملکه انتخاب می‌کند. ملکه جدید که «هدسه یا استر» نام دارد, به همراه عده‌ای از زنان زیبا به قصر آمده تا با همکاری پسر عمویش مردخای که قیم او نیز هست هامان وزیر خشایار شاه را برکنار کرده و بکشند. بعد از هامان, مردخای را جانشین وی می‌کنند.
آنها سپس از خشایار شاه اجازه کشتن دشمنان یهود را در 3 روز متوالی می‌گیرند. خشایار شاه به خواست یهودیان دستور قتل ایرانیان را می دهد.


ادامه مطلب »

نواب اربعه

خلاصه زندگانى نواب اربعه (رحمة الله علیهم اجمعین)
1- عثمان بن سعید عمرى

اولین نایب امام زمان- علیه السلام- عثمان بن سعید عمرى بود. زندگى او از دوره حضرت هادى- علیه السلام- كه در آن زمان وى (عثمان بن سعید یازده ساله بود، شروع مى‏شود. بعد از حضرت امام هادى- علیه السلام-، او بر سر پیمان خود وفادار مانده و ملتزم به خدمت حضرت امام حسن عسكرى - علیه السلام-گردید، و تا هنگام شهادت امام حسن عسگرى - علیه السلام- نسبت به آن حضرت وفادار ماند و بعد از او به عنوان نایب خاص امام زمان- علیه السلام- معرفى مى‏گردید.

تاریخ تولد، وفات و مدت دوران نیابت او به طور دقیق معلوم نیست: لكن ما با جمع قرائن و شواهد، مدت دوران نیابت وى را حدود پنج سال حدس زدیم. در زمان نیابت وى، به علت موقعیت زمانى خاص، مدعیان دورغین كمتر ظاهر شدند و فقط دو نفر، آن هم به صورت كمرنگ چنین ادعایى را داشتند. نایب اول تلاش كرد وانمود كند كه امام حسن عسكرى- علیه السلام- بدون جانشین از دنیا رفته، تا حضرت را از خطر دستگاه عباسى مصون دارد، و از طرف دیگر، سعى مى‏كرد وجود و حیات مبارك امام

زمان- علیه السلام- را براى شیعیان اثبات كند و مسأله غیبت را به علل قانع كننده توجیه نماید. دوران نیابت وى، مقارن با خلافت «معتمد» بود.
2- محمد بن عثمان عمرى

دومین نایب خاص امام زمان- علیه السلام- محمد بن عثمان عمرى است. ایشان فرزند نایب اول است و او از همان دوران كودكى، همراه پدرش در خدمت حضرت هادى- علیه السلام- بوده و سپس در خدمت امام حسن عسكرى- علیه السلام- و سپس حضرت مهدى - ارواحنا فداه - بعد از درگذشت پدرش، وى را به عنوان نایب خود تعیین نمود، و حدود نیم قرن - طبق نظر اكثر علماء - نماینده و نایب حضرت مهدى‏ - علیه السلام- در تمامى شئون شیعیان بود. بر نیابت وى، سه امام، یعنى امام هادى و امام حسن عسكرى و حضرت ولى عصر- علیهم‏السلام- تصریح نموده‏اند. به خاطر طولانى بودن دوران نیابت وى، توقیعات زیادى در زمنیه‏هاى مختلف، از طرف امام زمان- علیه‏السلام- در زمان ایشان صادر گشت.

در زمان وى، مدعیان دروغین زیادى پیدا شد، و یكى از كارها و فعالیتهاى مهم او مبارزه مستمر با این مدعیان دروغین نیابت بود، و با سعى و تلاش بى‏وقفه، توانست عموم شیعیان را از چنگال آنان برهاند و با رسوا كردن آنها به وسیله اخراج توقیعات لعن از طرف امام زمان- علیه‏السلام- نیابت حقیقى خویش را اثبات بكند. دوران نیابت وى مقارن با بقیه خلافت «معتمد» و خلافت «معتضد» و ده سال از خلافت «مقتدر» بود. مرگ خود را پیشگویى نمود و در سال 305ه.ق. وفات یافت.
3- ابوالقاسم حسین بن روح نوبختى

سومین نایب خاص امام زمان- علیه‏السلام- حسین بن روح نوبختى مى‏باشد. بر خلاف سایر نواب خاص، بعضى از مورخین تنها به جنبه‏هاى سیاسى زندگانى ایشان

پرداخته‏اند و بعضى از ابهامات موجود در زندگى دیگر نواب، درباره ایشان كمتر مشاهده مى‏شود. وى به خاطر نسبتى كه با خاندان نوبختى داشت، در دستگاه عباسى از موقعیت خوبى بر خوردار بود و بسیارى از مشكلات شیعیان را از این طریق حل مى‏نمود. وى قبل از وزارت حامد بن عباس از آزادى خوبى بهره‏مند بود؛ لیكن بعد از به وزارت رسیدن حامد بن عباس (306 تا 311) به خاطر كینه این وزیر با شیعیان، فعالیتهاى او محدود شد، و مجبور شد به صورت مخفیانه زندگى كند، و در این مدت، شلمغانى را از طرف خود منصوب نموده بود كه واسطه بین او و شیعیان باشد، او هم، از استتار حسین بن روح سوء استفاده نموده و مدعى نیابت دورغین شد. بعد از عزل حامد بن عباس در سال 311 و وزارت سوم ابن فرات، وى موقعیت خود را باز یافت، لیكن بعد از عزل ابن فرات در سال 312 ه.ق. و كشته شدن او و پسرش، حسین بن روح توسط مقتدر تا سال 317ه.ق. زندانى گشت، و در سال 317ه.ق. از زندان آزاد و به فعالیت خود ادامه داد.

وى معاصر با بقیه خلافت «مقتدر) و قسمتى از خلافت «راضى» بود. مدت نیابت‏ وى 21 سال به طول انجامید و در سال 326ه.ق. وفات یافت.

چهارمین نایب خاص امام زمان- علیه السلام- على بن محمد سمرى است كه بعد از حسین بن روح در سال 326ه.ق. از طرف نایب منصوب شد. وى از اصحاب امام حسن عسكرى- علیه‏السلام- بوده است. یك هفته قبل از مرگش، توقیعى از طرف امام زمان- علیه‏السلام- صادر گردید، كه در آن توقیع، حضرت از خاتمه‏ دوران غیبت صغرى و شروع غیبت كبرى خبر داده بود. مدت نیابت وى از سال 326 تا سال 329 ه.ق. به طول انجامید، و در نیمه شعبان آن سال دارفانى را وداع گفت.

4- ابوالحسن على بن محمد سمرى

رفاه مردم در عصر امام زمان :

مرحوم على بن عيسى اربلى در كتاب كشف الغمه مى نويسد: چهل حديث درباره مهدى موعود به دست آورده ام كه حافظ ابونعيم اصفهانى آنها را جمع آورى كرده و من هم به ترتيبى كه او ذكر نموده ، مى آورم ولى از ميان سلسله سند فقط شخص راوى كه از پيغمبر روايت نموده است، نام مى بريم :

 

 

ابوسعيد خدرى از پيامبر اكرم (ص) روايت كرده كه فرمود :

يكون من امتى المهدى ان قصر عمره فسبع سنين و الافثمان و الافتسع يتنعم امتى فى زمانه نعيما لم يتنعموا مثله قطّ البر و الفاجر يرسل السماء عليهم مدراراً و الا تدخر الارض شيئاً من نباتها .  

مهدى از ميان امت من برخاسته شود مدت سلطنت او هفت يا هشت يا نه سال مى باشد ، همه طبقات امت من در زمان ظهور او چنان در رفاه زندگى نمايند كه قبل از وى هيچ بّر و فاجرى بدان نرسيده باشند، آسمان باران رحمت خود را بر آنان مى بارد و زمين از روئيدنيهاى خود چيزى فرو گذار نمى كند.

                              


ادامه مطلب »

زندگی نامه امام زمان مهدی موعود علیه السلام

 

بسم اللّه الرّحمن الرّحیم

حجت بن حسن


امامان شیعه
نقش دوازدهمین امام شیعیان
نام حجت بن حسن
کنیه مهدی، ابوالقاسم
تولّد ۱۵ شعبان سال ۲۵۵ پس از هجرت
زادگاه سامرا
طول عمر

پیش از امامت ۵ سال
(سال ۲۵۵ تا ۲۶۰ پس از هجرت)
دوران امامت:
غیبت صغری، ۷۰ سال (سال ۲۶۰ تا ۳۲۹ پس از هجرت)

غیبت کبری، از سال ۳۲۹ (قمری)
القاب

مهدی
قائم
بقیةالله
حجةالله
صاحب‌الزمان
المنتظر
غائب
صاحب‌الامر
ولی‌عصر
اباصالح

منصور
پدر حسن عسکری
مادر نرجس خاتون

Almahdi.png

علی · حسن · حسین

سجاد · محمد باقر · جعفر صادق
موسی کاظم · رضا · جواد
هادی · حسن عسکری · مهدی

حجت بن حسن (۱۵ شعبان ۲۵۵ ه. ق. در سامرا) امام دوازدهم شیعیان دوازده‌امامی و امام زمان و مهدی موعود است. او فرزند حسن بن علی عسکری (امام یازدهم شیعیان) و نرجس خاتون است، وی در ۵ سالگی غایب شد(یا به اعتقاد مخالفان شیعه دوازده‌امامی درگذشت [۱]) بر اساس اعتقاد شیعیان در پنج سالگی به امامت رسید. او دو غیبت دارد: غیبت صغری (حدود ۷۰ سال) و غیبت کبری.

پس از فوت حسن عسکری امام یازدهم شیعه، در میان پیروان امامان شیعه بر سر سرنوشت اسرار آمیز فرزندی که برای حسن عسکری قائل بودند اختلاف بزرگی پدید آمد. گروهی از شیعیان چنین می‌پنداشتند که حسن عسکری اصولا فرزندی نداشته‌است. و گروهی می‌گفتند حسن عسکری امام بدون فرزندی است که نمرده‌است و حسن عسکری همان مهدی غایب است که دارای دو دوره غیبت است. گروه دیگری عنوان می‌کردند که فرزند حسن عسکری پیش از فوت پدر در گذشته‌است. تنها بخشی از شیعیان که در آن زمان در اقلیت کوچکی بودند اعتقاد داشتند که فرزند حسن عسکری همان مهدی است که پدرش او را از ترس خلیفه زمان مخفی نگاه داشته و تنها توسط کمی از یاران مورد اعتمادش دیده شده‌است. دیدگاه این گروه به مرور به دیدگاه تمامی شیعیانی تبدیل شد که شیعیان دوازده امامی فعلی می‌باشند.


ادامه مطلب »
Weblog Themes By Pichak

درباره وبلاگ


با سلام خدمت تمامی دوستان گلم من رسول هستم امیدو ارم لحضات خوبی را در این وبلا گ داشته باشید و ما را از نظرات وانتقادات وپیشنهادات خود محروم نکنید

  • خرید vpn
  • قالب وبلاگ