دیدگاه تاریخی

پس از فوت حسن عسکری امام یازدهم شیعه، سالها سردرگمی بزرگی برای نیم قرن در بین پیروان آنها پدید آمد که نویسندگان شیعه از آن تحت عنوان دوران حیرت نام می‌برند. در میان پیروان امامان شیعه بر سر سرنوشت اسرار آمیز فرزندی که برای حسن عسکری قایل بودند اختلاف بزرگی پدید آمد. گروهی از شیعیان چنین می‌پنداشتند که حسن عسکری اصولا فرزندی نداشته است[۲] و گروهی می‌گفتند حسن عسکری امام بدون فرزندی است که نمرده‌است و حسن عسکری همان مهدی غایب است که دارای دو دوره غیبت است.[۳] گروهی نیز معتقد بودند که حسن عسکری فرزندی ندارد و آنها روی به سوی برادر حسن عسکری، جعفر گردانیدند.[۴] گروه دیگری عنوان می‌کردند که فرزند حسن عسکری پیش از فوت پدر در گذشته‌است. تنها بخشی از شیعیان که در آن زمان در اقلیت کوچکی بودند[۲] اعتقاد داشتند که فرزند حسن عسکری همان مهدی است که پدرش او را از ترس خلیفه زمان مخفی نگاه داشته و تنها توسط کمی از یاران مورد اعتمادش دیده شده‌است.[۵] دیدگاه این گروه به مرور به دیدگاه تمامی شیعیانی تبدیل شد که شیعیان دوازده امامی فعلی می‌باشند.[۲] شهرستانی در کتاب ملل نام فرقه‌های منشعب از میان طرفداران حسن عسکری را بالغ بر بیست فرقه و مسعودی در کتاب مروّج الذهب تعداد این فرقه‌ها را دوازده فرقه شمرده‌است.[۴]

در دوره حیرت حتی در مورد تعداد امام‌های شیعه در میان نویسندگان شیعه اختلاف نظر بوده‌است. کسانی مانند ابوجعفر برقی (وفات ۸۸۷ یا ۸۹۳ میلادی)، در کتابش بر طبق تفاسیر متفاوتی تعداد امامان را بین سه تا ده می‌دانست. یا هم عصر او صفار قمی در کتابش بصائر الدرجات تنها ۵ حدیث از میان دو هزار حدیث کتابش در مورد تعداد امامان به امام دوازدهم اشاره می‌کند.[۲] اما چند دهه بعد ابن بابویه حدیثهای متعددی در باب امام دوازدهم نقل می‌کند. تنها از زمان شیخ کلینی بود که اعتقاد به وجود امام دوازده در منابع شیعه به تواتر به چشم می‌خورد. پذیرش این دیدگاه در ابتدا با مقاومت بسیاری از سوی خود شیعیان مواجه بود. در مقدمه کتاب الغیبه به قلم ابن ابی زینب نعمانی، نویسنده تاسف می‌خورد که اکثریت شیعیان امام دوازدهم را نمی‌شناسند و حتی وجود او را قبول ندارند. ابن بابویه مشاهدات مشابهی دارد هنگامی که او با سیل سوالات شیعیان خراسان مواجه شده بود که از هویت امام دوازدهم می‌پرسیدند.[۲]

در این دوران سرگردانی شیعیان انشقاق در بین شیعیان شدت یافت و جنبشهای رقیب مانند اسماعیلیه نیز استفاده کافی از این موقعیت نمودند. تبلیغات در این دوران به حدی بود که بسیاری از شیعیان و بسیاری از بزرگان شیعه امامی دین خود را ترک نمودند. دغدغه اصلی بزرگان شیعه در این زمان اثبات وجود واقعی فرزند امام حسن عسکری و قبولاندن او به عنوان امام غایب بود. به لطف کوششهای شماری از اندیشمندان شیعه امامی و محدثانی مانند نوبختی، ابو جعفر ابن کعبه، کلینی، نعمانی و بخصوص ابن بابویه اثر ارزنده او کمال الدین-که معمار نظریه امام غایب و دوران غیبت و ظهور منجی بخش اما غائب است- این هدف حاصل آمد.[۲]

تولد و زندگی مهدی

توصیفات دقیقی در مورد مهدی از نیمه اول قرن دهم میلادی و قرن یازدهم میلادی (قرن چهارم و پنجم هجری) به بعد در کتابهای افرادی مانند شیخ طوسی، ابن بابویه و نعمانی وجود دارد.[۲] در روایات نقل شده از این کتاب‌ها نام‌های متعددی برای مادر امام دوازدهم نقل شده‌است مانند نرجس، ریحان، سوسن و مریم. برطبق همین روایات مادر مهدی کنیزی سیاه از نوبیه بوده‌است. سه نام اول که معمولا از نامهایی بوده‌است که در آن زمان بر کنیزان نهاده می‌شده‌است گواهی بر این دسته از روایات هستند. روایاتی دیگر است که بنوشته امیر معزی در دانشنامه ایرانیکا از دیدگاه تاریخی صحت ندارد و بدون شک جنبه‌ای افسانه‌ای و تذکره‌ای دارد. این روایات مادر امام دوازدهم را دختر پادشاه روم شرقی می‌دانند که به اسارت مسلمانان در می‌آید و بصورت برده در بغداد به یکی از یاران هادی، امام دهم فروخته می‌شود. هادی نیز این کنیز را به عقد فرزندش درمی آورد. بر طبق بیشتر منابع، تولد اما م زمان در نیمه شعبان سال ۲۵۶ قمری یا ۸۷۰ میلادی می‌باشد.[۲]

نواب اربعه

مطابق دیدگاه شیعه امامی نواب اربعه چهار یا سفرا، چهار نفر از شیعیان برگزیده بودند که نقش واسطه بین شیعیان و امام زمان را بازی می کردند. این نواب در دوران غیبت صغری که حدود هفتاد سال طول کشید پیغام رسان امام رسان امام شیعیان تا زمان غیبت کبری او بودند. از دیدگاه تاریخی اعتقاد به وجود نواب اربعه در آثار محدثان و علمای شیعه چند دهه اول دوران موسوم به غیبت صغری به چشم نمی خورد. تنها کلینی اشارات مبهمی به نامه هایی از امام زمان می کند که به دست شیعیان می رسیده است. اولین کسانی که به وجود چهار نائب امام دوازدهم شیعه اشاره می کنند ابن بابویه (وفات بسال ۹۹۱ یا ۹۹۲ میلادی)و ابوجعفر محمد ابن حسن توسی (شیخ طوسی) (وفات بسال ۱۰۶۷ میلادی) بودند.[۶] بنابر آنچه در منابع متاخرتر شیعه آمده است چهار نفر نایب امام در دوران غیب به ترتیب زیر، از جانب وی تعیین و واسطه او و مردم شدند:

  1. ابو عمرو عثمان بن سعید عَمری
  2. ابو جعفر محمد بن عثمان بن سعید
  3. ابوالقاسم حسین بن روح نوبختی
  4. ابوالحسن علی بن محمد سمری

دیدگاه شیعه دوازده امامی

 
نام مهدی در مسجد النبی
امام

بنابر اکثر روایات شیعه، حجت بن حسن در ۱۵ شعبان سال ۲۵۵ هجری در سپیده‌دم روز جمعه در شهر سامرا واقع در عراق امروزی، دیده به جهان گشود.[۷] شیعیان زادروز او را که «نیمهٔ شعبان» خوانده می‌شود، جشن می‌گیرند.

اختلاف در زادروز وی بین سال‌های ۲۵۴ یا ۲۵۵[۷] یا ۲۵۶[۸] یا ۲۵۷[۹] یا ۲۵۸[۱۰] هجری قمری در ۸ شعبان، ۲۳ رمضان یا ۱۹ ربیع‌الاول است.[۱۱] بعضی این اختلافات ازجمله در تاریخ تولد را بدلیل وجود حالت تقیه درآن سالها می‌دانند که اطلاعات تفصیلی مربوط به وی، تاریخ تولد و حتی نام او تا سالها از عامه مردم مخفی نگه داشته می‌شد.[۱۲]

بنابر گفته منابع شیعه دوازده امامی در آن زمان، جعفر بن علی، برادر حسن بن علی عسکری، اعلام کرد که برادرش هیچ‌گاه فرزندی نداشته‌است و وی جانشین برادر است؛ ولی به اعتقاد شیعیان، جعفر بن علی ویژگی‌های امامت را نداشت و هنگام نماز گزاردن بر بدن امام، فرزندش حجت بن الحسن بر او نماز گزارد و شک را از شیعیان برداشت.[۱۳] وی بعدها در میان شیعیان به «جعفر کذّاب» شهرت یافت.[۱۴]

نام

نوشتار اصلی: مهدی

نام حجت ابن حسن هم نام و هم کنیه با محمد پیامبر اسلام است. از محمد پیامبر اسلام، حدیثی با این مضمون نقل شده‌است: «مهدی از نسل من است. نام او نام من و کنیه‌اش هم کنیه من است.» البته به گفته مادلونگ حدیث منسوب به پیامبر که منجی هم‌نام و هم‌کنیه وی است، در ابتدا توسط طرفداران مختار ثقفی و شیعیان کیسانیه برای محمد حنفیه، فرزند علی ابن ابی طالب و امام شیعیان کیسانیه جعل شده بود.[۱۵]

شیعیان از بردن نام اصلی او، «م‌ح‌م‌د»، نهی شده‌اند(نهی عن الاسم و المنع عن التسمیه). هدف این کار در منابع شیعه مانند کلینی، نعمانی و ابن بابویه حفاظت از منجی از خطری که متوجه او از جانب عباسیان است ذکر شده‌است. نام‌هایی مانند مهدی(هدایت‌شده)، منتظر(کسی است که انتظارش را می‌کشند)، صاحب الزمان، بقیه الله، و از همه بیشتر قائم به معنی قیام کننده‌است.[۲] از دیگر نام‌های او حجت به معنی اثبات وجود خدا در میان زمینیان یا کسی که به واسطه او خدای غیر قابل دسترس در دسترس قرار می‌گیرد.[۱۶]

دوران امامت

از دیدگاه شیعیان دوران امامت وی به سه دوره غیبت صغری، غیبت کبری و ظهور تقسیم می‌شود.

غیبت

«غیبت» به معنای ناپیدا بودن در مقابل «ظهور» است ولی «ناپدید بودن» در مقابل «حضور» نیست. بنابر اعتقاد شیعیان غیبت دوره‌ای است که امام مهدی در میان مردم ظهور ندارد و به دو دوره غیبت صغری (کوچک‌تر) و غیبت کبری (بزرگ‌تر) تقسیم می‌شود و با ظهور امام مهدی به پایان می‌رسد. هانری کربن در توضیح معنای امام غایب می‌گوید:«صاحب الزمان عنوان ویژه امام غایب است. کسی که برای حواس ظاهری ناپیدا، ولی حاضر در قلب مومنان است.»

غیبت صغری

نوشتار اصلی: غیبت صغری

بنا بر اعتقاد شیعیان این دوره از مرگ حسن پسر علی (عسکری) در سال ۲۶۰ ه. ق. آغاز شده و تا سال ۳۲۹ ه. ق. به طول انجامیده‌است. در این دوره چهار نفر نائب خاص امام زمان بوده‌اند و شیعیان از طریق آنها با امام در ارتباط بوده و مسائل خود را طرح می‌کرده‌اند. در زمان غیبت صغری چهارتن از بزرگان شیعه وکیل و سفیر و نایب خاص حجت بن حسن بودند.

غیبت کبری

نوشتار اصلی: غیبت کبری

بنا بر اعتقاد شیعیان غیبت کبری از مرگ چهارمین نایب خاص امام مهدی در سال ۳۲۹ (قمری) آغاز می‌شود و تا ظهور او ادامه خواهد داشت. روایت شده‌است: مردم از امام در غیبتش همان گونه بهره مند می‌شوند، که از خورشید پشت ابر.[۱۷]

در این دوران ولایت امام همچنان ادامه دارد و متوقف یا منقطع نشده اما به شکل پیچیده‌ای به حالت تعلیق درآمده است. این تعلیق با توجه به جایگاه بسیار رفیعی که شیعه برای امامان قائل است، جامعه شیعه را با پیامدهای تازه و پیچیده‌ای روبرو می‌کند. از نظر شیعیان حجت بن حسن زنده، حاضر و ناظر بر اعمال و رفتار آن‌هاست و شاید به طور ناشناس با او ملاقات کرده باشند. وی وجود حاضری است که حضور او قابل درک نیست. جامعهٔ شیعه در تاریخ غیبت مجموعهٔ بزرگی از اشعار، مراثی و مدایح، خواب‌ها و رؤیاها و الهام‌های شخصی و ارتباط‌های مرموز و مشکوک اشخاص پرهیزگار با او را گردآوری کرده که این امر حضور وی در صحنه و فعالیتش را برای جامعهٔ شیعیان همچنان ملموس نگاه داشته‌است.[۱۸]

 

نوشتارهای اصلی: ظهور و نشانه‌های ظهور قائم‏

در روایات شیعیان نشانه‌های متعددی برای ظهور مهدی ذکر شده‌است از جمله: خروج یمانی، سفیانی، صیحه آسمانی که از آمدن قائم خبر می‌دهد، کشته‌شدن نفس زکیه در مکه تنها ۱۵ روز قبل از ظهور قائم، فرورفتن سرزمین بیداء(فرو رفتن یک ارتش در زمین در هنگام رژه در مکه). هر چند طوسی، نعمانی و صدوق در ترتیب اتفاق افتادن این نشانه‌ها با هم یک نظر نیستند. هر سه ذکر می‌کنند که این نشانه‌ها در یک سال اتفاق می‌افتد.[۱۹]

در روایات شیعه، شیعیان از تعیین وقت ظهور مهدی برحذر داشته شده‌اند، و تعیین‌کنندگان وقت ظهور، دروغگو دانسته شده‌اند.[۲۰] در میان روایات شیعه، اجماعی در مورد مدت زمان حکمرانی مهدی پس از ظهورش نیست. برای مثال حدیثی از محمد باقر، امام پنجم شیعه نقل شده‌است که مدت زمان حکومت مهدی را پس از ظهور ۳۰۹ سال ذکر کرده‌است. حدیثی دیگر به نقل از امام صادق نقل شده‌است که این مدت را هفت سال ذکر کرده‌است اما به گفته جعفر صادق، امام ششم شیعیان امامی، هر سال این حکومت به اندازه هفتاد سال عادی خواهد بود. در حدیثی دیگر که ابن بابویه از صادق نقل کرده‌است او از وجود دوازده مهدی پس از قائم (و نه دوازده امام) خبر داده‌است. این مهدی‌ها از میان شیعیان امام زمان خواهند بود.[۲۱]

در منابع اهل سنت

علی بن حسین مسعودی مورخ بنام اهل سنت می‌نویسد: «در سال ۲۶۰، ابومحمد حسن بن علی بن محمد بن علی بن موسی بن جعفر بن محمد بن علی بن الحسین بن علی بن ابی‌طالب در زمان خلافت معتمد عباسی درگذشت. او هنگام مرگ، ۲۹ سال داشت و پدر مهدی منتظر است.»[۲۲]

و شیخ سلیمان قندوزی می‌نویسد: «خبر معلوم و مسلّم نزد موثّقان این‌است که ولادت قائم، در شب نیمه شعبان سال ۲۵۵ هجری در شهر سامرا روی داده‌است.»[۲۳]